آنچه برای خودم پیش آمده را بازگو می کنم. توهین به دین و آیین کسی ندارم. نوشته ها فقط جنبه آگاه سازی دارد و بس.
من فکر کنم اگر کسی بخواهد شیطان را بشناسد اول باید یک دوره 5 ساله بگذرونه تا بفهمه این ملعون کیه یا چیه؟!
تمام قتل ها ، تمام دزدی ها ، تمام نزاع ها ، تمام بلاها و بیماری ها و بی برکتی ها را این ملعون باعث میشه و خیلی دوست داره بازی کنه و خودش را خدا بخواند و مردم او را پرستش کنند.
فراموش نکنیم که اگر یک تردست تمامی رازهایش را بر ملا می کرد دیگر کسی به تماشای کارهایش نخواهد رفت. مردم ما "ایرانیان" باهوشند و نسل بهروز جامعا هشیار و آگاهند. گاهعی می بینیم کودکان خردسال ما حرفهایی می زنند که یک مرد 80 ساله متحیر می ماند و شکرگزاری باید کرد که لطف خداوند شامل حال ما ایرانیان شده و فرزندانمان گیج و هول نیستند.
شیطان عطاریش متنوع هست. برای هرکسی یک مطاع دارد و مفصلا به نقاط ضعف ما واقف هست و چون روح هست و بعد فیزیکی و جسمانی ندارد و در بعد زمان قرار ندارد جد و ابای منو دیده و می شناسد و نیز همه را !!
مرحوم پدرم یک داستان تعریف می کرد:
شبی یک عالم مجتهد شیطان را در خواب می بیند که ریسمانهای مختلف نازک و کلفت بر روی دوش دارد.
عالم پارسا به شیطان می گوید: ای شیطان رجیم چکار داری اینجا ؟
شیطان می گوید: آمده ام تا مومنان را در بند کنم.
دوباره عالم می گوید: ای ملعون رانده شده این طناب ها چیه روی دوشت انداخته ای؟
شیطان می گوید: این برای مومنان خداوند است آنهاییکه ایمانشان محکم است با این ریسمان کلفت و آنهاییکه ایمانشان سست ترست با این طناب نازک تر.
عالم مجتهد که خودرا مردی پارسا و زاهد می پنداشت با اطمینان و اعتماد بنفس وافر می گوید: ای ملعون رانده شده ی رجیم حالا بگو منو با چه نوع ریسمانی خواهی کشید؟
شیطان می گوید: شما نیاز به طناب ندارید همینجوری هم دنبالم خواهی آمد.
حالا این یک متن تمثیلی هست و بظاهر لطیفه ، ولی آیا هر کدام از ما نیاز به طناب داریم یا بدون ریسمان هم می رویم؟!
.............
برچسب:
نویسنده: آرتین پورحسین