خرید بک لینک

هرسال که نزدیک های سال نو می شد شروع می کردیم به خانه تکانی و واقعا خانه تکان می خورد. !! همه چیز تغییر مکان می داد. فرشها را می شستیم با یک جابجایی میز تلویزیون و مبل ها چهره قدیمی اتاقها عوض میشد. من از تغییر محل ساعت خوشم می آمد. چون مرتب به ساعت نگاه می کنیم وقتی جای ساعت دیواری عوض می شود ادم یک حس خاصی را تجربه می کند.

ساعت بدون وقفه می چرخد ثانیه ها به دقیقه و دقیقه ها به ساعت. شب روز و دوباره و دوباره!

سوال اینجاست ایا ما خانه ی دلمان را خانه تکانی کردیم؟ یا فقط ظاهر لباس هایمان نو شده؟!

سالها در این تلاش بودم چگونه میشود خانه تکانی دل را انجام داد. با اعمال و پرهیزگاری؟ اصلا نمیشود !

چگونه میشود کسی که بمن ظلم کرده را ببخشم. مگر میشود؟ کسی که به مالم طمع ورزیده و کسی که جانم را به پای چوبه ی دار رسانده ببخشم؟! از نقطه نظر انسانی اصلاً نمی شود. و هرکس می گوید توانسته است دروغ می گوید و چون دروغ را گناه نمی داند می گوید !. دروغ گفتن هم که کاری ندارد.

ولی وقتی روی همین بخشش زوم و فوکوس می کنیم می بینیم نمی توانیم ببخشیم. چگونه میشود کسی که فرزندمان را کشته است ببخشیم. اگر هم در شرایطی قرار گیریم که مارا تشویق به بخشش کنند امکانش هست در اثر جوگیر شدن بزبان اورا ببخشیم , ولی در دل نه!!

حداقل برای من که غیرقابل هضم بود.

" او " تمام زندگیمان را غارت کرد و ما را دادگاهی کرد و دودمان ما را بر باد داد ببخشم؟! به ناموس مان تجاوز کرد و حیثیت مان را لکه دار ! اصلا من که نمی توانستم!!

نفرت ها که روی هم تلنبار می شوند بار سنگینی بر دوش حس می کنیم. همیشه در فکر تلافی و مقابله به مثل هستیم و منتظر فرصت برای تلافی عقده هایمان.

در نقطه ای از زندگی کسی فرمان ایست خواهد داد.

ببخش تا ببخشم !! نبخشی نمی بخشم

آری باید دشمنانت را ببخشی تا من نیز شمارا ببخشم.

برای دشمنانتان دعای خیر و برکت کنید تا امرزیده شوید

شکر خداوند برای کمکی که بمن کردی و من تا زنده ام تو را ستایش خواهم کرد و پرستش .

املش

برچسب: نویسنده: آرتین پورحسین تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:10

صفحه بندی